خوان رومن ریکلمه ملقب به رومی متولد 24 ژوئن1978 از پدری روسی و مادری ازبکستانی در خانواده ای 10 نفره در  سن فرناندو بوینس آیرس به دنیا آمد  .

براي جوان فقير و محروم از امكانات تفريحي و ورزشي كه در حومه بونيوس آيرس متولد شده و تنها سرگرمي اش دويدن دنبال توپ فوتبال بوده تيم ((بوكاجونيورز)) قلعه رؤياها به شمار مي رفت.

خيلي زود شهرت دوندگي، پاس هاي ماهرانه و البته گلزني هاي جنجالي در كوچه و مدرسه موجب شهرت پرداختند. ((ريكلمه ))سال 1995 با قراردادي 800 هزار دلاري جذب ((آرژانتینیوس جونیورز)) او پس از یک سال از این تیم جدا شد و به بوکا پیوست وبه سرعت خود رابه تيم اصلي رساند. او تك ستاره وآرم تبليغاتي باشگاه بود و هواداران لقب سلطان را به هافبك تهاجمي و مهره بازي ساز و گلزن خود داد ند . دختر بچه در بغل ((ريكلمه)) از اين كه سرانجام هيجان و خنده او را ديده، بسيار خوشحال است و براي او دست مي زند ! تصوير دخترك روي تمام پيرهن هاي ورزشي و زير پوش هاي ((ريكلمه)) حك شده كه در حال تقليد ژست معروف او پس از گل زدن  است و دست هايش را پشت گوش هاي خود قرار داده و منتظر فرياد هواداران است .((ريكلمه)) از زمان درخشش خود در ((بوكاجونيورز))اين ژست را داشت . زمانی که در بوکا بازی می کرد ، همه او را مارادونای دوم آرژانتین می نامیدند و فقط او را شایسته پیراهن شماره 10 می دانستند، اوج درخشش او از سال 2001 در بازیهای باشگاههای جهان در مقابل بایرن و رئال مادرید موجب شد تیمهای بزرگ اروپایی برای جذب او اقدام کنند سرانجام طی یک انتقال جنجالی به بارسا پیوست. پس از انتقال به ((بارسلونا))، قرار دادن دست ها پشت گوشهايش و تشويق مردم به اين كه بلندتر فرياد بزنند بعد از هر گل و پاس موفق، به آرم ويژه او تبديل شد . خانه و اتو مبيل لوكس، زندگي اعياني، محاصره پاپاراتزي ها هنگام گردش و خريد خانوادگي و ولخرجي با قرارداد 20 ميليون دلاري بارسا  او را به ستاره اي مشهور تبديل كرد اما در زمينه فوتبال اوضاع به اين  خوبي نبود . ابتدا ماجرای تلخ آدم ربایی و دزدیدن برادرش((کریستین))اوضاع را بر هم زد، ((خوان)) برای مذاکره با آدم ربایان حسابی تحت فشار قرار گرفت و تمام خون بها را برای آزادی برادرش پرداخت . در این شرایط او نیاز به آرامش و امنیت روانی برای بازگشت به شرایط ایده آل داشت اما در ((بارسلونا ))غولهای تجارت و تبلیغات فرصت دلسوزی و مدارا با ستاره های گرانقیمت که میلیونها دلار پول به پایش ریخته اند را ندارند.توقع باشگاه بسیار بالا بود و مسئولین بارسا حوصله و تحمل هیچ اتلاف وقت و سستی را نداشتند ،ریکلمه با مربی((لوئس ون گال))دچار مشکل شد و حتی عدم حضور در یک آگهی تبلیغاتی با خشم روسای باشگاه همراه بود سرانجام او به صورت قرضی به ویارئال رفت

جالب اینکه کم توقعی و آرامش این تیم علاوه حضور تعداد زیادی از بازیکنان امریکای جنوبی موجب رشد مجدد و بازگشت او به شرایط عالی شد . سلطان باز هم پر هیاهو، مقتدر و گلزن بود و محبوب هواداران شد.

بازی خیره کننده ریکلمه برابر بارسا باعث شد هواداران خواستار بازگشت او به تیم محبوبشان بودند و حتی رونالدینیو نيز با حالتى توأم با تحسين از او یاد کرد، اما ریکلمه نپذیرفت و مدیران ویارئال 75% از حقوق حرفه ای ریکلمه را به ارزش 5 میلیون یورو خریدند و با قراردادی 4 ساله اورارسماً جذب کردند. ریكلمه آنقدر درخشید كه سرمربی تیم ملی آرژانتین را مجاب كرد از چند نام بزرگ همچون ورون گذشته و رومن را به عنوان همه كاره تیم معرفی كند.پكرمن اعتقاد ویژه ای به بازی او داشت و خوان نیز تمام سعی و تلاش خود را می كرد تا بهترین بازی ها را در تركیب تیم ملی ارایه كند؛  او به یکباره آرژانتین را متحول کرد وبازی زیبایی که همه آرژانتینی هاآرزویش را داشتند به واقعیت تبدیل کند. در ویارئال دوران خوبی را پشت سر می گذاشت تا این او به همراه ویارئال در لیگ اسپانیا مقام سوم را کسب کرد وبه لیگ قهرمانان اروپا راه یافتند . تیمهای بزرگ اروپایی را یکی پس از دیگری شکست دادند وحتی اینتر با گل زیبای ریکلمه که از زاویه بسته زده شد با تمام ستارههایش کنار رفت اما یک حادثه باعث شد رومن به تور کلی روحیه خودشو از دست بده لحظه ای که رومن دربازی برگشت درمقابل آرسنال مقابل چشم هوا داران پنالتی رو از دست داد و ویارئال در این شایستگی کنار رفت  بازی های جام جهانی ۲۰۰۶ در پیش بود. «پكرمن» سابقه مربیگری در تیم های پایه آرژانتین را داشت، از توانایی های ریكلمه اطلاع داشت اورا به تیم ملی دعوت کردآرژانتین با وجود درخشش در روزهای اولیه جام مغلوب میزبان مسابقات یعنی آلمان شد تا ریكلمه مانند تمام دوستداران این تیم جام جهانی را با سرخوردگی ترك كند. انتقادات نصبت به او زیاد شد تاجایی که تصمیم گرفت از تیم ملی خداحافظی کند اوبعد از این طی یک جر و بحث 5دقیقهای با پلگرینی جایگاهش رادر ویارئال از دست داد.  به نظر مي رسيد ريکلمه رفتار زشت مسوولان ويارئال را به مثابه شکست بزرگي در زندگي اش پذيرفته و حاضر نيست از آن به عنوان يک تجربه براي رسيدن به پيروزي دوباره استفاده کند. بايد بپذيريم که در دنياي حرفه يي هر چيزي امکان دارد اما ريکلمه جوان از چنين رفتاري، استنباط يک رفتار حرفه يي نداشت. او مي گويد:«در ويارئال بيش از هر چيز از تنزل جايگاهي که داشتم، ناراحت شدم. آنها به يکباره اعتقادشان را به من از دست دادند.» قطعاً در لیگ آرژانتین همیشه برای چهره هایی نظیر او جایی وجود دارد و به همین دلیل راهی بوكاجونیورز شدطرفداران پرشور زرد و سرمه ای پوشان ازبازگشت او به لیگ داخلی و پوشیدن پیراهن این تیم سخت به وجد آمده بودند و می دانستند «خوان» باانگیزه زیادی به «بومبانرا» گام گذاشته؛ چرا كه باید مقابل هموطنانش كه بازی های او را در جام جهانی نقد می كردند، توانایی هایش را نشان می داد.اومتحول شد وهمه را حتی مارادونا را به حیرت در آوردبه واقع او بوکا را به تنهایی به فینال کوپا لیبرتادورس رساند.بوکادر فینال دو بر صفر گرمیو برزیل را شکست داد که رومن هر دو گل تیمش را به زیبایی به ثمر رساند این موفقیت در حقیقت تولدی دوباره برای ریکلمه ای بود. برای خوان رومن ریکلمه اما اتفاق خوش دیگری هم افتاده و آن بازگشت به تیم ملی است. برگشتن ریکلمه به تیم ملی آرژانتین در حالی است که از خبر بازنشستگی اش در این تیم بیش از یک سال نگذشته. او در ماه سپتامبر گفته بود که دیگر برای کشورش بازی نخواهد. اما وقتی به بوکا برگشت دوباره زندگی به او لبخند زد.او به تیم کشورش بازگشت وبه همراه این تیم به ونزوئلارفت تا تیم کشورش رادر مسابقات جام ملتهای آمریکای جنوبی یاری کند او بازیهای بسیار خوبی را انجام داد  هر چند درعین ناباوری آرژانتین در فینال مغلوب برزیل شد. پس از اتمام این بازی ها رومن به اسپانیا برگشت چون با ویارئال هنوز قرار داد داشت. هیچ کس فکر نمی کرد رومن با این همه بازیهای درخشان دوباره مورد بی مهری قرار بگیرد ودر ترکیب جایی نداشته باشد. برای همه جالب بود او که از همه تیمهای بزرگ  اروپایی پیشنهاد داشت چرا این تیم را ترک نمی کرد. 3ماه کامل یک بازی هم انجام ندادتا اینکه آلفیو بازیل مربی آرژانتین تمام نيروي خود را صرف احياي خوان رومن ريکلمه کرد. بازيکني که نقش عمده يي در موفقيت هاي ويارئال داشت اما سرانجام به دلايلي از اين تيم کنار گذاشته شد. تاثير رواني چنين رفتاري، ريکلمه را که بي شک يکي از بهترين هاي

امريکاي جنوبي است  ،  به بازيکني متوسط و حتي ضعيف تر از آن بدل کرد.                                                 
    آلفيو بازيل با اشراف به چنين موضوعي، روانکاوي شکست را شروع کرد. او در اولين ديدارش با «خوان» گفت:«من هنوز پيراهن شماره 10 را براي تو کنار گذاشته ام. آرژانتين در حال تبديل شدن به يک تيم قدرتمند است و تو بايد در ميانه ميدان، مانند «دياپازون» در کوک شدن اين تيم عمل کني.»                                             
    ريکلمه در آرژانتين توانست بار ديگر جايگاه از دست رفته اش را پس گيرد و به بازيکني سرنوشت ساز تبديل شود. او در بازي دوستانه مقابل شيلي، همان رهبري بود که هوادارانش انتظار داشتند. پاس هاي بي نقص او، بازيکنان تيزهوشي چون کارلوس ته وس و لئو مسي را روانه دروازه شيلي کرد اما خود او بود که روي يک ضربه ايستگاهي نشان داد، آرژانتين مي تواند بازگشت شکوهمندانه يک رهبر را جشن بگيرد. روانکاوي بازيل مفيد واقع شد و ريکلمه از ساحل شکست فاصله گرفت.
    يک قدم ديگر باقي مانده تا تمام پروسه بازيل با موفقيت طي شود. اين رهبر احتياج به ردايي دارد تا در هيات يک شواليه ظاهر شود. آن ردا، قهرماني است. بازيل بايد اين شوق را در تک تک بازيکنانش به خصوص ريکلمه ايجاد کند که براي رسيدن به پيروزي و حفظ پيراهن تيم ملي، تا آخرين لحظه تلاش کنند. سرمربي آرژانتين، شور و شوق جنگيدن را به وجود آورده اما بايد با يک قهرماني، افتخاري ملي را براي بازيکنانش به ارمغان بياورد. ريکلمه نسبت به لئو مسي همين قهرماني ها را کم دارد. مسي با بارسا طعم قهرماني را چشيده اما ريکلمه به افتخار درخوري آن هم در سطح باشگاهي دست نيافته است. حتي «ته وس» که چند بار عنوان بهترين بازيکن امريکاي جنوبي را کسب کرده، از پشتيباني رواني خوبي برخوردار است. ريکلمه در راه بزرگي قدم گذاشته که رسيدن به پايان آن، دشوار است. اين پتانسيل را دارد که به بهترين بازيکن جهان تبديل شود اما در اين راه بايد هدايت خردمندانه بازيل را در نظر بگيرد. آقاي ريکلمه، به دنياي جديدت خوش آمدي.